خانوم معلمِ کار و فناوری

سلاااااااااااااام.الهی هر چی خوبیه مال شما باشه

مرسی که سریال منو تحمل کردین

این دیگه آخرشه

...

علوم هشتم پر از مطالب مهمه که نمیشه ازشون فاکتور گرفت

واسه همین مطالبی که بچه ها باید یادبگیرن و به خاطر بسپرن واقعا زیاده

اونم واسه بچه های من که همینطوری حال درس خوندن ندارن

چه برسه بخوان به نکته ها دقیق شنپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

مدام گله میکردن که چطوری این همه مطلب رو بخونیم آخه؟

چطور حفظشون کنیم؟

چطور یادبگیریم؟چطور جواب بدیم؟پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

خلاصه داشتن با این حرفا و موج منفی عقب گرد میکردن

...

ازشون خواستم روی برگه، سوالایی رو که هفته بعد میخوام  بپرسمو بنویسن

 مهمترین مطالب رو گفتم نوشتن و خواستم فقط همونا رو بخونن

حواسم بود که تعداد سوالا زیاد نشه مبادا شوکه بشن

کنار این سوالا که بین بچه ها مشترکه،برای هر کدومشون

سوال کارت مخصوص تعیین کردم که آخر برگه به سوالا اضافه ش کنن

...

بهشون وعده دادم برای سوال کارتشون نمره جدا میدم

اینطوری بچه ها وقتی میبینن برای یکی دو تا سوالِ کارت میتونن

نمره 20 رو بگیرن پرانگیزه میشن

از اول سال برای هر کار مثبتی که توو کلاس کردن ازم مثبت گرفتن و برای هر کار منفی هم یه منفی.

طبق قراری که باهاشون گذاشتم هر منفی یعنی یه نمره از مستمرشون کم میشه

و هر مثبت یه نمره به مستمرشون اضافه میشه

قبلا این کار براشون زیاد اهمیت نداشت

حالا وقتی کارتشونو کامل جواب میدن

یا انظباط رو توو کلاس رعایت میکنن

یا برگه سوالاشونو نمره بالا میگیرن

ازشون میخوام تشویق رو خودشون انتخاب کنن

مثلا یه عده شون میخوان نمره منفیشونو حذف کنم

یه عده میخوان فرصت بدم جلسه بعد بیان کم کاریاشونو که اوایل سال داشتن جبران کنن

یه عده علامت مثبت میخوان

خلاصه انعطاف نشون میدم که فراری نشن

...

بهشون گفتم برای جبران نمره های کم که از اول سال گرفتن

تا قبل از شروع امتحانا وقت دارن

هر جای کتاب رو،هر مقداری که دلشون میخواد رو بخونن و برن دخترای کلاس ازشون بپرسن

چون فقط به دخترا اعتماد دارم که مو رو از ماست بیرون میکشن

حالا پسرایی که علوم براشون پشیزی ارزش نداشت

برای خوندن و جبران کردن گذشته

از دخترا وقت قبلی میگیرن که ازشون درس پرسیده بشه

دخترا هم چه ذوقی میکنن که انقدر مهم شدن

...

بدون اغراق میگم  بعد از اجرای این کارا که یک ماه طول کشید

همه 14 تا دانش آموز کلاس هشتم من نمره ی کمتر از 18 توو علوم ندارن

منفیا به مثبت تبدیل شده

نمره های تک جاشونو به نمرات بالا دادن

مهمتراز اینا،روابط بین من و بچه هاست که عالی شده

و از بودن کنار هم لذت میبریم و آرامش داریم

 

...

برای نوبت دوم حتما از روش هایی که لطف کردین و

 پیشنهاد دادین استفاده میکنمپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

 

 


برچسبها: علوم هشتم , متوسطه اول , دانش آموزان پسر نوجوان , مدارس مختلط
نوشته شده در 93/09/24ساعت 23:19 توسط خانوم معلم|

سلاااااااااااااااااااااااااااام. عزاداریاتون قبول باشه دوستان

...

یادتونه که دو جلسه رو با قرعه کشی اسامی سر کردیم و نمره ها چندان فرقی نکردن؟

...

جلسه سوم،ده دقیقه وقت دادم بهشون که درس رو مرور کننپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

بعد ازشون خواستم یه برگه دربیارن و هر کس 4 تا سوال خوب و درست درمون طرح کنه

ده دقیقه ی دیگه وقت دادم تا هرکسی سوالایی رو که خودش طرح کرده بود با دقت بخونه

همش کنجکاو بودن ببینن آخر این کارا چی میشه

زیر چشمی به هم نگاه میکردن و میخندیدن

بچه هایی که اعلام میکردن برگه هاشونو آماده هستن،سوالاشونو با هم جابجا میکردم و ازشون میخواستم برگه دوستشونو بخونن.اینطوری سوالای متنوعی رو میتونستن بخوننپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

حالا جنب و جوش زیاد شده بود .همه داشتن دنبال برگه ای میگشتن که

هنوز به دستشون نرسیده و نخوندنش

وقتی همه تونستن همه ی برگه ها و سوال ها رو بخونن

برگه ها رو گرفتم و شانسی بینشون پخش کردم

وخواستم که جوابشونو بنویسن

...

اوضاع بهتر از جلسات قبل شده بود .اما بچه هایی که مشکل خواندن و نوشتن داشتن یا کند بودن از بقیه عقب میموندن.

مشکل این بود که پسرا درس رو توو خونه نمیخوندن و به امید ده دقیقه ای که اول هر جلسه وقت برای مرور بهشون میدم میومدن

...

ازشون خواستم برای جلسه بعد یه کارت مقوایی کوچیک درست کنن

کنجکاو بودن که کارت به چه دردشون میخوره

برای هر کدومشون سه تا سوال از درس طرح کردم و خواستم که روو کارت بنویسن

بدونِ جواب

و برای دفعه بعد فقط همون سه تا سوال خودشونو آماده باشن

 هی می پرسیدن :

خانوم فقط همین سه تا؟

بله

بقیه رو نه؟

نخیر

همینو میپرسین بقیه رو نمیپرسین؟

بله

هر کی سوالای خودشو فقط؟

بلههههههههههههههههههههههه

...

ذوق کرده بودن

...

معلومه که دفعه بعد چه اتفاقی افتاد

هر کی سه تا سوال رو کاملا آماده بود و جواب داد و

منم به همون سه تا سوالی که جواب دادن

یه 20 کله گنده توو دفتر نمره دادم و گفتم:

حالا که به حرفم گوش دادین و انقدر خوب و اماده اومدین کلاس

به همتون یه مثبت میدم به این معنی که یه نمره به مستمرتون ارفاق کنم

...

واووووووووووووووووو چه خوشحال شدن

اگه توو دل اونا قند آب شد از این تشویق،

توو دل خودم کله قند آب شد بخدا

 

...

تا قسمت بعد ...

 

موضوعات مرتبط: خاطره


برچسبها: علوم هشتم , متوسطه اول , دانش آموزان پسر نوجوان , مدارس مختلط
نوشته شده در 93/09/23ساعت 0:59 توسط خانوم معلم|

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام.الهی تنتون سالم و فکرتون آروووووووووووم

...

با اون منبر رفتن و برنامه ای که اجرا کرده بودم،انتظار نداشتم رفتار بچه ها

تا این اندازه عوض شه.

ولی شد

و چه عالی شد

پسرا ارومتر بودن و پارازیت کمتر شده بود.

حالا حداقل میتونستم توو کلاس یه نفسی بکشم و یه دقیقه بشینم

...

مشکل مهم بعدی مربوط به درسشون بود که چطور

اون پسرای قالتاقِ درس نخون رو به راه بیارم

بیشترشون از علوم متنفر بودن

درنتیجه وقتی منو میدیدن دقیقا دشمن خونیشونو می دیدن

خدا میدونه چندبار دعا کردن دست و پای من بشکنه که نرَم مدرسه

همیشه منتظر یه لحظه غفلت که کلاسو به هم بریزن و درس پَرررررررررر

...

مطالب  علوم هشتم هم انقدر فشرده است و حجمش زیاده که خودمم خوشم نمیاد

چه برسه به بچه که بخواد اون همه مطالب رو بفهمه و حفظ کنه و جواب بده

نمره های زیر 10 توو دفتر نمره فراووووووووووون بود و چه منظره زشتی

...

توو یه عملیات انتحاری (!!!) مدل کلیشه ای درس پرسیدنو انداختم دور

دیگه بچه ای رو صدا نزدم پای تابلو که

بخوام ازش چند تا سوال بپرسم و نمره بدم

...

باهاشون قرارگذاشتم که دفعه بعد فقط  از 5 نفر با قرعه کشی درسو میپرسم

...

إسماشونو روو تیکه های کاغذ نوشتم و قرعه کشی کردم

...

جالب اینکه هر 5 نفری که اسماشون در اومد جزء  درس نخون ترینا بودنپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

طفلی دخترا کم مونده بود گریه کنن که چرا اسمشون درنیومدپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

بقیه هم که شانس اوردن و نفس رااااحت کشیدن

...

کلاس علوم یکنواخت و بی حس و حال ما

یه شور و هیجانی به خودش گرفته بود

بچه ها خیلی هیجانزده می شدن وقتی میخواستیم قرعه کشی کنیم

حدس میزدن کدومشون قراره بره درس جواب بده

وقتی حدسشون درست از اب در میومد دست میزدن

اگه نه، یا نفس راحت میکشیدن یا ناراحت میشدن

خلاصه کلی می خندیدیم

...

این روش دو جلسه ی کلاس علوم بود

گرچه با این کار نمره ها چندان فرقی نکرد ولی

من به چیزی که می خواستم رسیده بودم

بچه ها از رکود و بی تفاوتی نسبت به درس و کلاسم بیرون اومده بودن

 

...

منو با نفرت نگاه نمیکردن.حتی بهم لبخند هم میزدن!!

حالا نوبت یه کار تازه بود که بِکشونمشون سَمت درس و نمره ی خوب

عمری باشه اونم قسمت بعد میگم خدمتتون

 

...

موضوعات مرتبط: خاطره


برچسبها: علوم هشتم , متوسطه اول , دانش آموزان پسر نوجوان , مدارس مختلط
نوشته شده در 93/09/19ساعت 1:9 توسط خانوم معلم|

سلااااااااااااااام.الهی لباتون خندون و دلاتون شااااااااااااد

...

توو سالهای معلمی فقط 3تا کلاس داشتم که راضی نبودم چشمم به چشمشون بیفته.

متاسفانه هیچ جوری هم نتونستم تغییر مثبتی بوجود بیارم و اوضاع رو به نفع خودم عوض کنم

امسال بچه های هشتم داشتن میرفتن توو اون لیست سیاااااااااه

...

ماجرا از روز نمره دادن به جعبه های مقوایی که ساخته بودن شروع شد

روزی که الگو رو بهشون یاد می دادم گفتم ساخت جعبه طبق این الگو 10 نمره و 10 نمره ی بعدی برای خلاقیت و تزئین و سلیقه شماست.جمعا میشه 20.

میتونین حدس بزنین روز نمره دهی چه خبر بود؟

بجز 5نفر جعبه ی بقیه به هیچ دردی نمیخورد.

طبق قرارمون نمره شون 10 شد

بلوا بپا شد و  با لحن و حالت گستاخانه ای اعتراض کردن.

کلاسو اروم کردم و رفتم روو منبر:

من تا امروز فکر میکردم توو کلاسم خانوما و اقایونی نشستن که معنی قول و قرار رو میفهمن.

وقتی با کسی قراری می ذارن پاش وامیستن.

فکر میکردم از من توقع دارین عدالت رو برقرار کنم و توو نمره دادن حق کسی رو ضایع نکنم.

اما الان میبینم اینطور نبوده.ازم میخواین بهتون ظلم کنم!

متاسفم که در موردتون اشتباه فکر میکردم

...

آخ چشاشون تماشایی بود خدایی

خوب که با این حرفا پخته شدن

جعبه ها رو چیدم جلو چشماشون تا بتونن مقایسه کنن

حالا با عدالت به اینا نمره بدین.

هر نمره ای که بگین من همونو بهتون میدم

...

سکوت

سکوت

سکووووووووووووووت

بعد یکی از پسرای معترض پاشد گفت خانوم نمره جعبه ی منو بدین 2 !

اون 10 هم که میخواستین بدین زیادیه

انقدر تفاوت جعبه های خوب و بد زیاد بود که نمیشد ادعایی کنن

...

بعد که کاملا توجیه شدن گفتم:

من شما رو دوست دارم.مثل خواهر برادرای کوچیکتر منین

دلم میخواد با هم دوست و رفیق باشیم به هم احترام بذاریم

تا حالا بهتون بی احترامی کردم؟

نهههههههههههههههههههههههههههههه

تا حالا تنبیتون کردم؟

نهههههههههههههههههههههههههههههه

پس انتظار دارم بعد از این جواب خوبی رو اونطور که شایسته است بدین

...

 

بقیه ش باشه برا بعد

 

موضوعات مرتبط: کار و فناوری هشتم ، خاطره


برچسبها: کار وفناوری هشتم , متوسطه اول , نوجوان , مدارس مختلط
نوشته شده در 93/09/18ساعت 18:40 توسط خانوم معلم|

سلااااااااااااااااااااااام دوستای خوبم

...

می دونستین پر از موجِ مثبتین برا من؟

...

این هدیه ای برای تشکر از همه ی شماست

 

لطفا کلیک روی عکس

 

 

 

موضوعات مرتبط: آهنگ و کلیپ


برچسبها: محسن چاوشی , اهنگ زندگی تحصیلات عالی , تشکر و قدردانی , کار وفناوری
نوشته شده در 93/09/17ساعت 19:53 توسط خانوم معلم|

سلاااااااااااااااااااااااااااام.الهی در آرامش باشین ...

...

میخوام توو چند تا پست درمورد بچه های کلاس هشتمم بنویسم.

...

من به شدت معتقدم بچه ها بیشتر از اونکه نیاز به یاد گرفتن مطالب کتابا داشته باشن

به درس ها و مهارت های زندگی محتاجن که متاسفانه کمتر به این موضوع توجه میشه

...

دانش آموزای منو بیشتر،پسرا تشکیل میدن و ارتباط برقرار کردن با پسرای نوجَوونی که توو سن حساسی قرار دارن برای یه خانوم معلم آسون نیست.

به خصوص که این بچه ها روستایی باشن و فرهنگ خاص خودشونو توو کلاس به نمایش بذارن

بیشتر پسرای کلاس من نمیدونن چطور باید مودبانه رفتار کنن،

نمیدونن چطور حریم ها و مرزهای برخورد با مخاطب های مختلف رو بشناسن و رعایت کنن.

مهارت های اجتماعی اونها به شدت ضعیفه و نیاز به توجه خاص دارن

من نمیتونم به یاد دادن درس های کتاب اکتفا کنم و بگم همین قدر وظیفه ی من بود و بس و بقیه ش به من ربطی نداره

نمیشه اینا رو محوَل کنم به عهده ی یه دبیر خاص در یه رشته ی به خصوص.

مدرسه ی من نه دبیر پرورشی داره، نه معاون پرورشی و نه مشاور که بخواد همچین بچه هایی رو کمک کنه

...

یک ماهه  دارم  با همین پسرای ...( !!)

کاملا هدفدار و با برنامه ریزی قبلی رفتار و برخورد می کنم و همین امروز

نتیجه ی کارامو به خوبی گرفتم و بی نهایت لذت بردم.

امروز قدرت یه معلم و تواناییش برای ایجاد تغییرات مثبت و عوض کردن فکر بچه ها رو عمیقا حس کردم

 

امروز به خودم به عنوان یه معلم و به دانش آموزام افتخار کردم

...

بقیه ش باشه برا بعد،مطلب طولانی میشه

 

 

موضوعات مرتبط: کار و فناوری هشتم ، آموزشی برای همه ، خاطره


برچسبها: کار وفناوری هشتم , مهارت های زندگی , پرورش و آموزش
نوشته شده در 93/09/16ساعت 21:3 توسط خانوم معلم|

سلااااااااااااااااااام دوستان جون.امیدوارم سالم باشین

...

بعد از یه غیبت خیلی چندروزه،تشریفمو آوردم

مرسی که این مدت بودین

...

بفرمایین چند تا عکس از کارای عملی کلاسیمونو تماشا کنین:

 

 

...

 

 

 

...

 


برچسبها: آموزش انواع دوخت , پودمان پوشاک , کاروفناوری هفتم , کسب و کار , جعبه سازی ساده
نوشته شده در 93/09/09ساعت 19:30 توسط خانوم معلم|

سلااااااااااااااااااااام.الهی دلتون شاد باشه

...

مرگ مرتضی پاشایی که حالمونو بدجوووور گرفت.روحش شاد باشه

...

چند تا از شما کلیپ 4 دقیقه ایِ صدمین روز دولت آقای روحانی رو دیدین؟

 به نظرم خیلی تاثیرگذاره

به دور از هرنوع جناح بندی،به عنوان یه ایرانی بفرمایین تماشا و دقت :

 

لطفا روی عکس کلیک کنین

 

 

موضوعات مرتبط: مناسبتهای ملی و مذهبی ، آهنگ و کلیپ ، عکس


برچسبها: رییس جمهور ایران , حسن روحانی , کلیپ صدمین روز دولت اقای روحانی , امیرحسین مدرس
نوشته شده در 93/08/25ساعت 20:29 توسط خانوم معلم|

سلاااااااااااااااااااااام.خدا کنه حالتون خوب باشهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

...

دو روز رفتیم ادامه ی دوره ضمن خدمت  کتاب کاروفناوری هشتم

تا دلتون بخواد وقت تلف شد. چون هیزم بود، کبریت نبود،کبریت بود، نفت نبود،

نفت بود،کسی نبود آتیشش بزنه،همه چی بود،هیشکی نبود بخواد گرم شه

خلاصه ما هم تا تونستیم حرف زدیم و گفتیم و خندیدیم.

آخرش یه کوچولو از سَرواکنی تدریسی شد و نخود نخود هر که رَود خانه خود!

منم اومدم خونه به کوری هر چی آدمِ نامرده نرم افزارا رو دانلود کردم و نصب کردم

و یه انیمیشن تووووووووپ ساختم.تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد

اما نشد که نشد توو این بلاگفا پخش مستقیمشو براتون بذارم.

درنتیجه عکساشو براتون میذارم با داستان بسیار جذابش

...

یه روز خانوم معلمِ کار وفناوری داشت می رفت مدرسه و

توو رویاهای خودش بود

که چشمش افتاد به یه سیب سرخ و بی معطلی رویاها رو بی خیال شد و سیبو

برداشت و گازش زد

همین موقع یه پیرزن با دوچرخه ی آئودی  DUO از راه رسید و یهو همینطور الکی طلسمش کرد!

و تبدیلش کرد به اونی که آخر تصاویر میبینین !



...

دارم روزی رو میبینم که  توو جشنواره فیلم 100  اول شدم

بالاخره باید از یه جایی شروع کرد دیگهتصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری پنجم www.pichak.net كليك كنيد



موضوعات مرتبط: کار و فناوری هشتم ، آموزشی برای همه ، عکس ، خاطره ، نرم افزار آموزشی


برچسبها: QuickTime Player , Flip Boom Doodle , کاروفناوری هشتم , جشنواره فیلم 100
نوشته شده در 93/08/18ساعت 17:12 توسط خانوم معلم|

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام.خوبین آیا؟

...

من بدجوری درگیر نوشتن مقاله و کارای تحقیقیَم.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

ساعت 3 صبح شد خداااااااااااااااااپریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

اعتراف می کنم که خیلی سخت و وقت گیره.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

بُعد مثبتش هم اینه که کلی مطالب جدید و جالب و جذاب یاد گرفتم.پریسا دنیای شکلک ها http://www.sheklakveblag.blogfa.com/

...

اینو به عنوان جایزه واسه خودم درست کرده بودم

تابه ایه و خیلی زود آماده میشه

واسه آدمایی که مثل من معده ی ماجراجو دارن،عالیه



برای طرز پختش هم کافیه توو گوگل سرچ کنین:پیتزا تابه ای.


موضوعات مرتبط: عکس ، خاطره


برچسبها: پیتزا تابه ای , جایزه درس خوندن , پیتزا بدون فر , مقاله نویسی
نوشته شده در 93/08/14ساعت 3:18 توسط خانوم معلم|



      قالب ساز آنلاین