رها میکنم تا خدا هدایت کند

سکوت میکنم تا خدا سخن گوید؛
رها میکنم تا خدا هدایت کند؛
دست برمیدارم تا خدا دست به کار شود؛
به او می سپارم تا آرام شوم...

امن ترین و آرام بخش ترین مکان

خانه پدری و مادری کجاست

جایی ست که همیشه منتظرت هستند
و چشم براه آمدنت می مانند...
جایی ست که بی هیچ
قید و شرطی دوستت دارند.....
جایی ست که چه زود بروی چه دیر، همیشه از دیدنت خوشحال میشوند....
جایی ست که هیچ وقت بزرگ نمیشوی همیشه بچه می مانی......
جایی که سفره اش همیشه برای تو تکه نانی دارد .....
وچای صبحانه اش،برایت مزه ای دیگر میدهد......
امن ترین و آرام بخش ترین مکان
حتی اگر پدر و مادرت خیلی پیر باشند!!...
حتی اگر نباشند!!!

احساس آسودگی

هنگامی که مطالعه می‌کنیم شخصِ دیگری به جای ما فکر می‌کند: ما فقط جریانِ ذهنی او را تکرار می‌کنیم. این حدیث همان شاگردی است که برای یادگیری فنِ تحریر، با مداد خود خطوطی را که معلم رسم نموده دنبال می‌کند. بنابراین در مطالعه بخشِ اعظم تفکر به جای ما انجام شده. به همین دلیل است که هنگامی که پس از چندی اشتغالِ خاطر به افکار خودمان، به مطالعه می‌پردازیم، احساس آسودگی می‌کنیم. اما هنگام مطالعه ذهن در واقع جولانگاه افکار شخصی دیگر می‌شود. و بنابراین گاه اتفاق می‌افتد که شخصی که فراوان - یعنی تقریباً تمام روز - مطالعه می‌کند و در فواصل آن‌هم وقت خود را با اشتغالات خالی از تفکر هدر می‌دهد، به تدریج توانِ خوداندیشی را از دست می‌دهد؛ همچون شخصی که همواره سواری می‌کند و عاقبت راه رفتن را از یاد می‌برد.